پایگاه اطلاعاتی و تحقیقاتی رهیاب

برای سفارشات خود با شماره 09159001059 تماس حاصل فرمایید

مقاله آماده : ضابطین دادگستری
ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۸   کلمات کلیدی: دانلود مقلات رایگان

ضابطین دادگستری



ضابطین دادگستری :

ضابط لفظی عربی ازریشه ضبط به معنای نگهداری کردن درفرهنگ فارسی به معنای مختلف دیگری ازجمله فراهم آورنده/نگاهدارنده چیزی/حفظ کننده/پلیس و غیره آمده است

تعریف اصصلاحی ضابط:

آقای دکترآخوندی درتعریف ضابطین دادگستری چنین نوشته است :

ضابطین دادگستری یاپلیس قضایی مامورینی هستندکه تحت نظارت وتعلیمات دادستان عمومی یاسایرمراجع قضایی درکشف وتحقیق مقدماتی جرم حفظ آثارو دلایل آن وجلوگیری ازفرارواختفای متهم به موجب مقررات قانون اقدام میکند اما ماده 15 ق.آ.د..ک.دراین خصوص مقررداشته است ضابطین دادگستری مامورینی هستندکه تحت نظارت وتعلیمات مقام قضایی درکشف جرم وبازجویی مقدماتی وحفظ آثارودلایل جرم وجلوگیری ازفرارومخفی شدن متهم وابلاغ اوراق واجرای تصمیمات قضایی به موجب قانون اقدام میکند که براین تعریف ایراداتی به شرح زیروارداست :

1/همانگونه که ملاحظه میشوددرقوانین موضوعه ضابط دادگستری بطورصریح تعریف نشده است بلکه آنچه که مدنظر قانونگذار قرارگرفته است احصاء مصادیق و وظایف آن است

2/درقانون جدید برخی وظایف دیگر به وظایف ضابطین اضافه شده است که ازنظر سیستم ضابطی جزء وظایف قضایی مامورین تحت امر قاضیان رسیدگی کننده نمیباشد بلکه درغالب وظایف اداری به شمارمیاید

3/مقام قضایی به کاربرده شده درماده فوق لفظی کلی وعام الشمول یعنی ازقاضی تحقیق دادگستری بعنوان پایین ترین پایه قضایی تا ریاست قوه قضاییه بعنوان عالی ترین مقام مسئول راشامل میشود بعبارتی تمام اشخاصی که دارای ابلاغ قضایی هستند

4/اجرای تصمیمات قضایی اصصلاح کلی است که اعم از :رای/حکم/قراروهم تصمیمات اداری همچون دستور احضاریاجلب متهم/دستورتعیین وقت احتیاطی ورسیدگی رادربرداردوقانونگذاردرماده موصوف صراحتامشخص نکرده است کدام یک ازاین مواردازوظایف ضابطین است

5/یکی دیگرازوظایف ضابطین دادگستری ابلاغ اوراق قضایی بیان شده درحالی که ابلاغ اوراق قضایی هیچگونه ربطی باوظایف ضابطین دادگستری نداردزیراامری است صرفا اداری وبه هیچ وجه قضایی به شمارنمی آید

علل پیدایش ضابطین دادگستری :

علت پیدایش ضابطین دادگستری منوط به چندامراست ازجمله :

1/علت اساسی به وجود آمدن این نیرواقتضای نظم عمومی:بعبارتی هرگاه مقررگرددکه رابطه افرادجامعه براساس رعایت حقوق یکدیگروعدم تجاوزبه حقوق دیگران استوارباشدضمانت اجرای این امرمستلزم تاسیس نیروی است که میتواند ناظربراجرای دقیق آن باشد به همین علت تنهاوضع وتصویب واعلام قانون نمیتواندموجب استقرارنظم وامنیت درجامعه باشدبلکه قبل ازآن بایستی نظم وامنیتی برقرارباشدتاقوه مقننه بتواندآزادانه ودرمحیطی امن اقدام به قانونگذارنماید

2/پلیس ابزاری جهت اجرای قانون است :هرگاه نظم وامنیت داخلی مختل شددراین صورت وظیفه پلیس حفظ نظم وتامین امنیت نیست بلکه دراین حالت مداخله پلیس برای اجرای قانون واعمال مجازات نسبت به متجاوزاست واین اقدام به 2منظورصورت میگیرد:

الف/هشداربه کسانی که ممکن است به قانون اهمیت نداده ویامرتکب جرم شود

ب/به مجازات رساندن کسانی که باتجاوزبه حقوق قانونی نظم وامنیت رابرهم زده انند

3/نیازعمومی جامعه به پلیس:به منظورارائه خدمت به شهروندان بسیاراتفاق میافتدکه شهروندان به وجودپلیس نیازپیدامیکنندبدون آنکه این نیازبانظم یااجرای قانون مرتبط باشدمانند:نگهداری افرادگمشده/مسن/مجانین<دیوانه >وفراریان ازمنزل توسط پلیس واطلاع به خانوادها

4/گاهی توسعه فعالیتهای جامعه درشئون مختلف تجاری/اقتصادی/ورودوخروج افرادکالاهاو.....ایجادسازماندهی رابنام پلیس ضروری میداند

باتوجه به مطالب فوق میتوان به شرح زیرنتیجه گیری کرد:

الف/پلیس برای برقراری نظم عمومی بوجود میایددرچنین حالتی پلیس عامل کنترل اجتماع است

ب/پلیس برای اجرای قانون/دستگیری متخلفین ومجرمین بوجود می آیدکه درچنین حالتی پلیس پیرو دستورات قانون است

ج/پلیس برای ارائه خدمت وتامین نیازهای شهروندان ایجاد میگردد

منابع اقتدارضابطین قوه قضاییه:

منشاومبنای اقتداربه2واژه حق وتکلیف برمیگردد ازدیربازدانشمندان کوشیدندکه سرچشمه پیدایش حقوق وتکالیف بشری رابازشناسددراین تلاش 4نظریه به شرح زیرآمده است:

1/منشاحقوق وتکالیف خداونداست

2/منشاحقوق وتکالیف فطرت آدمی است

3/زندگی اجتماعی درهرمرحله نظامی داردوبرای حفظ این نظام به خودی خودوبطورطبیعی بین افرادروابط حقوقی برقرارمیشودبراین اساس منشاحقوق وتکالیف اجتماع است

4/درهرجامعه منشاحق دولت است زیراحقوق قواعدی است که حاکم برروابط واعمال افرادانسانی میباشد بنابراین فقط ازطرف مقام مافوق افراداست که ممکن است وضع شودباتوجه به نظریات فوق جهت روشن شدن مطلب به تبین دو اصصلاح حقوق فطری وموضوعه می پردازد

حقوق فطری:

به قواعدثابتی گفته میشودکه برترازاراده حکومت ورقابت مطلوب انسان است وقانونگذاربایدکوشش کندتاآنهارابیابدوسرمشق خودقراردهد

حقوق موضوعه :

مجموعه قواعدی است که درزمان معین برملتی حکومت میکندواجرای آن ازطرف دولت تضمین میشود دولت جمعیت ازافرادبشراست که سرزمین معینی رابطوردائم درتصرف خودداردوازلحاظ سیاسی تحت حکومت متشکل شده وتقریبابطورکامل ازسلطه وکنترل خارجی آزاداست وبرای برقراری نظم درقلمروخوددارای قدرت اجبارکننده میباشدبرای برقراری نظم وایجادامنیت داخلی وخارجی وتامین رفاه وخیرمردم ازطرف خوددولت اختراع شده است این ابزاراختراعی امورعمومی راتنظیم سیاست عمومی رااعمال وبالاخره منافع وخیرعموم راگسترش میدهددولتهای مذهبی حاکمیت راازآن خدامیداندکه به ملت واگذارشده است

اصل156 ق.ا.ج.ا.ا.مقررداشته است :

حاکمیت مطلق برجهان واسلام ازآن خدااست وهم اوانسان رابرسرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است هیچ کس نمیتوانداین حق الهی راازانسان سلب کندیادرخدمت منافع فردیاگروهی خاص قراردهد وملت این حق را ازطرقی که دراصول بعدی میاید اعمال میکند

آنچه که به وجود هرنهادیاموسسه ای اداری/نظامی وانتظامی مشروعیت قانونی میبخشداراده عمومی توده های مردمی است نقش جامعه ملی درمشروعیت بخشیدن به قدرت واقتدارهرنهادسیاسی برکسی پوشیده نبوده ونیست چنانکه درنظام مقدس جمهوری اسلامی ایران این موضوع به صورت عملی مشهوداست نهادنظامی وانتظامی درراستای پاسداری ازاهداف واضح قانون وقانونگذاری برگرفته از فطرت درونی افراد پابه عرصه وجود میگذاردازنیروی الزام آورفطرت وقانون سرچشمه گرفته واین دوزمینه رابرای انتظام وانسجام جامعه فراهم میسازد

منابع اقتدارضابطین قوه قضاییه درامورفطری:

1/فطرت:همین فطرت است که میخواهددرجامعه عدل/قسط ومساوات برقرارنمایدبه منظورجلوگیری ازهرگونه تعدی وتجاوزنیروی اجبارکننده تاسیس کندوبدان نیرواقتدارانتفام بخشدزیراایجادنیروی اجبارکننده بدون اعطای اختیاروتفهیض اختیارآن به منظورقوای جامعه فطرت قابل پذیرش نیست

2/مصالح:مصالحی راکه برای گردش امورجامعه وتنظیم روابط قضایی وانتظامی متناسب بااوضاع سیاسی وفرهنگی باآن جامعه درمقطع زمانی معین درنظرگرفته میشودوخودبعنوان یکی ازمنابع معتبردرالزام آوربودن قانون ویکی ازارکان اقتدارنیروی است مصالح ومفاسددرشرع النوراسلام نیزازجایگاه خاصی برخورداراست به همین جهت دردین اسلام میگویند:

اساس شرع برمصالح ومفاسداجتماعی است مصلحت راجذب میکندومفسده رادفع مینماید

3/عقل:قرآن کریم تعلقل وتدبردرمسائل عمده رامنحصرا درشان دانایان و آگاهان دانسته است عقل حکم میکندکه برای جلوگیری ازهرگونه تعدی وتعرض نظم خاصی برروابط جمعی واجتماعی حاکم شودونیروی الزام آوربراین نظم حاکمیت داشته باشد

4/عدل:قانونی که تحت لوای عدالت وضع گردد وهمه جهات عدل وداد درآن رعایت شده باشد دردرون خود نیروی الزامی عدالت رابرهمراه خواهدداشت و عدالت در زمین به اجرادر نمی آید مگر آنکه که مجرمیان مقتدری ودادگروجود داشته باشد عدل وانصاف حکم میکند که برای استقرار عدالت مجریان ازاقتدارکافی برخوردارباشند زیرامتجاوزین به حقوق فردی واجتماعی نبایستی دربرابرآنان یارای مقاومت وگردن کشی داشته باشد

5/عرف:تردیدی نیست که عرف یک نیروی الزام آور درخود دارد قانونگذاران درمسائل فراوان تحت تاثیر عرف قوانین تصویب مینماید

انواع ضابطین دادگستری:

ضابطین دادگستری به 2 دسته تقسیم میشود:

1/ضابطین عام:مامورینی هستندکه راسابه موجب قانون ویاتحت نظارت وتعلیمات قانونی مقام قضایی درکشف کلیه جرائم وجلوگیری ازفرارومخفی شدن متهمین وابلاغ اوراق قضایی واجرای تصمیمات قضایی به استثنای مواردی که به موجب قوانین خاص ازشمول صلاحیت آنها خارج است اقدام مینماید باعنایت به تعریفی که برای ضابطین عام رعایت شده درمیان ضابطین دادگستری که ماده 15ق.آ.د.ک.آنها را احصاء نموده است 2موردرامیتوان ضابط عام دادگستری نامیدکه عبارتنداز:

الف/نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران

ب/نیروهای مسلح

درمواردی که شورای عالی امنیت ملی تمام وظایف نیروی انتظامی رابه آنهامحول کند

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران درمیان ضابطین دادگستری نیروی انتظامی جامع ترین وکاملترین مصداق ضابطین عام است نیروی انتظامی صلاحیت اقدام درموردکلیه جرائم به جزء آنچه که قانون منع کرده است دارد حتی در جرائمی که طبق موازین قانونی درصلاحیت ضابطین خاص وموردی است نیروی انتظامی مکلف به همکاری باضابطین خاص است

نیروهای مسلح:

بند4ماده15ق.آ.د.ک.سایرنیروهای مسلح رادرمواردی که شورای عالی امنیت ملی تمام یابرخی ازوظایف نیروی انتظامی رابه آنهامحول نماید ضابط دادگستری شناخته میشود دربند4ماده 15قانون مذکور کلمه سایر به این جهت بکاررفته است که دربند3آن ماده مامورین نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بعنوان ضابط ذکرشده است ولی چون بسیج جزء ضابطین خاص محسوب میشود به توضییح وتشریح نیروهای مسلح میپردازد:

نیروهای مسلح خودبه خود وبطورمستقیم جزءضابطین دادگستری محسوب نمیشود ضابط بودن آنهامشروط به این است که قانون ویاشورای عالی امنیت ملی تمام یابعضی ازوظایف ضابط بودن رابه آنهامحول میکند بنابراین تازمانی که قانون ویاشورای امنیت ملی تمام یابرخی ازوظایف ضابط بودن نیروی انتظامی رابه آنهامحول نماید ضابط محسوب نمیشود وظایف ضابط بودن نیروی انتظامی همان وظایفی است که دربند8ماده4قانون نیروی انتظامی مصوب1369وصدرماده 15ق.آ.د.ک.به آنهااشاره شده است وعبارتنداز:

1/مبارزه باموادمخدر

2/مبارزه با قاچاق

3/مبارزه با منکرات و فساد

4/پیشگیری از وقوع جرم

5/کشف جرائم

6/بازرسی و تحقیق

7/حفظ آثار و دلائل جرم

8/دستگیری متهمین ومجرمین وجلوگیری ازفرارواختفای آنها

9/ابلاغ اوراق واجرای تصمیمات قضایی

اگرشورای عالی امنیت ملی تمام وظایف ضابط بودن نیروی انتظامی رابه نیروهای مسلح محول کندآنهامانندنیروی انتظامی ضابط عام خواهدبودولی اگربعضی ازوظایف ضابط بودن نیروی انتظامی به آنهامحول شودضابط خاص تلقی میشود

2/ضابطین خاص:مامورینی هستند که مستقیمابه موجب قانون یاتحت نظارت وتعلیمات قانونی مقام قضایی درحدودوظایف محوله ودرموردجرائم خاصی یک یاچندوظیفه ازوظایف ضابطین راازقبیل کشف جرم وبازجویی مقدماتی وحفظ آثارودلائل جرم وجلوگیری ازفرارومخفی شدن متهم وابلاغ اوراق واجرای تصمیمات قضایی راانجام داده ومراتب رابه مقام قضایی اعلام مینماید بعبارتی دیگر مامورینی که به موجب قوانین خاص به انجام وظایف خود ضابط دادگستری به حساب می آیندضابطین خاص گفته میشونداین ضابطین ازکلیه اختیارات ضابطین دادگستری برخوردارنیستند وفقط ازلحاظ انجام وظایف خاص یادرزمان معین ضابط دادگستری محسوب میشود وبعبارتی مامورینی هستندکه دارای قدرت عام ضابطیت نیستندامابه اعتبارشغل ووظیفه خاصی دارند:

اولا:میتوانند بعضی ازاقدامات رادرحداقدامات تعقیبی وتحقیقی انجام دهند

ثانیا:گزارش آنهاازحیث ارزش درردیف اعتبارگزارش ضابطین دادگستری ارزیابی میشود بنابراین2 تفاوت عمده واساسی بین ضابطین عام وخاص وجود دارد:

الف/ضابطین عام صلاحیت اقدام درباره کلیه جرائم راداردمگرآنچه راکه قانون منع کرده است به عکس ضابطین خاص صلاحیت اقدام درباره هیچ جرمی راندارد مگر آنچه راکه قانون اجازه داده است

ب/ضابطین خاص باتوجه به امکانات محدودشان درمحدوده وظایف محموله ضابط هستندیعنی فقط صلاحیت انجام بعضی ازوظایف ضابطیت رادارددرحالیکه ضابطین عام صلاحیت انجام همه وظایف ضابطیت رادارد

انواع ضابطین خاص :

بطورکلی ضابطین خاص رامیتوان باتوجه به حدوداختیاراتی که قانونگذاربه آنهامحول نموده است به2دسته تقسیم گردیدالبته دسته سومی ازماموران نیزوجود دارندکه حوزه عملیاتی آنهامشابه ضابطین خاص است یعنی بدون اینکه قانون ذکری ازضابط بودن به میان آورده باشدبعضی ازوظایف ضابطین رابه آنهامحول کرده است :

الف/دسته اول :ضابطینی هستندکه پس ازکشف جرم مکلفنا مستقیما به موجب قانون ویاتحت نظارت وتعلیمات قانونی مقام قضایی اقدامات لازم رابه منظورحفظ آثارودلائل جرم وجلوگیری ازفرارومخفی شدن متهم بعمل آورده ومراتب رابه مقام قضایی گزارش نمایدکه عبارتنداز:

1/اعضای نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

2/اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

3/واحداطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

4/روساومعاونین زندانها

5/فرمانده هواپیما

6/مامورین انتظامی راه آهن

7/مامورین جنگلبانی

8/مامورین شکاربانی<محیط زیست>

9/مامورین وحصول آیدان وکشف قاچاق

10/نیروهای محافظ سازمان میراث فرهنگی

11/مامورین گاردبنادروگمرگات

ب/دسته دوم:ضابطینی هستندکه درقوانین مربوطه صرفاگزارش آنهابه منزله گزارش ضابطین دادگستری است وقوانین خاص تکلیف دیگری ازجهت حفظ آثارودلایل جرم وجلوگیری ازفرارمتهم برعهده آنهاقرارنداده است این دسته ازضابطین عبارتنداز :

1/مامورین شهرداری

2/مامورین منابع طبیعی و وزارت کشاورزی

3/مامورین وزارت نیرو<اداره آبیاری>

4/بازرسان سازمان تامین اجتماعی

5/بازرسان کاروکارشناسان بهداشت کار

6/مامورین شرکت پست وتلگراف وتلفن

ج/دسته سوم:مامورین مشابه ضابطین خاص دادگستری:حوزه عملیاتی این مامورین مشابه ضابطین خاص است که بعضی ازمصادیق این دسته عبارتنداز:

1/مامورین وزارت کشاورزی

2/مامورین وزارت مسکن وشهرسازی

3/اعضای شورای اسلامی روستا

4/بازرسان مخصوص وزارت بهداشت /درمان وآموزش پزشکی

5/بازرسان وکارشناسان موسسه استاندارد

6/کلیه روسای سازمانهای دولتی و وابسته به دولت

7/پزشکان شاغل درپزشکی قانونی

8/کارشناسان رسمی دادگستری

به موجب تبصره1ماده1آیین نامه اجرایی قانون حمایت قضایی ازبسیج اعضای بسیج وسپاه شرکت کننده درماموریتهای که بعنوان ضابط انجام وظیفه مینماید بایستی دارای شرایط زیرباشد:

الف/گذراندن دوره های آموزشی لازم وتشخیص رده ذیربط بسیج

ب/دارابودن سلامت جسمانی وروانی درحداجرای ماموریت محوله نیروی مقاومت بسیج اجازه داده است که درجرائم مشهوداقدام قانونی لازم رابه منظورجلوگیری ازانحاء آثارجرم وفرارمتهم وتهیه وارسال گزارش به مرجع قضایی بعمل آورد که این شرایط عبارتنداز:

1/شرط اول مشهودبودن جرم است : مامورین نیروی مقاومت بسیج صرفا درجرائم مشهودمیتواند اقدامات قانونی لازم رابرای جلوگیری ازانحاء آثارجرم وفرارمتهم بعمل آورده ودرجرائم غیرمشهود حق هیچگونه اقدامی رانداردطبق ماده21ق.آ.د.ک.جرم درمواردزیرمشهوداست:

الف/جرمی که درمرعام ومنظرضابطین دادگستری ظاهرشدوبلافاصله مامورین یادشده درمحل وقوع جرم حضوریافته ویاآثارجرم رابلافاصله پس ازوقوع مشاهده کنند

ب/درصورتی که2نفریابیشترکه ناظروقوع جرم بوده انندویامجنی علیه بلافاصله پس ازوقوع جرم شخص معینی رابعنوان مرتکب جرم معرفی نماید

پ/بلافاصله پس ازوقوع جرم علائم وآثارواضحه یااسباب ودلایل جرم درتصرف متهم یافت شودویاتعلق اسباب ودلایل یادشده به متهم محرزشود

ت/درصورتی که متهم بلافاصله پس ازوقوع جرم قصدفرارداشته ویادرحال فراریافوری پس ازآن دستگیرشود

ج/درمواردی که صاحبخانه بلافاصله پس ازوقوع جرم ورودمامورین رابه خانه خودتقاضانماید

د/وقتی که متهم ولگردباشد

2/شرط دوم :برای ضابط محسوب شدن مامورین نیروی مقاومت بسیج این است که : ضابطین دیگردرهنگام برخوردباجرائم مشهوددرمحل حاضرنباشندیااگرحاضرباشنداقدامی به عمل نیاورندویااینکه ضابطین دیگراعلام نیازکنندماده3آیین نامه قبل الذکردراین خصوص مقررمیدارد :عدم اقدام به موقعه ضابطین درشرایطی محرزاست که ضابطین ذیربط به صحنه برسندویادرصورت حضورباجرم موردنظربرخوردننماید

3/شرط سوم :برای ضابط محسوب شدن مامورین مقاومت بسیج این است که :دوره ی آموزشی لازم رابه تشخیص مقام ذیربط دیده باشد

4/شرط چهارم :این است که مامورین مجوزمخصوص ازنیروی مذبوردریافت کرده باشد

5/شرط پنجم :سلامت جسمانی وروانی درحداجرای مواردداشته باشد

6/شرط ششم :فقط درمحدوده وظایف محوله ضابط دادگستری محسوب میشوداقداماتی که این نیروبرای جلوگیری ازفرارمتهم یاانحاءآثارجرم وتهیه وارسال گزارش انجام میدهددرصورت وجود شرایط فوق عبارت است از :

الف/ورود وتفتیش منزل برای دستگیری متهم

ب/ضبط اشیاء وادوات جرم وتحویل آن به مراجع قضایی یا انتظامی

پ/دستگیری متهم وتحویل آن به مراجع قضایی یاانتظامی

ت/توقیف متهم حداکثربه میزان 24ساعت

ج/جلوگیری از ورود افرادبه محل خاص به منظور حفظ آثار وعلائم جرم

د/تهیه گزارش وارسال آن به مراجع انتظامی یاقضایی ماده8آیین نامه مذبورمقررمیدارد:

نیروی مقاومت بسیج موظف است پس از دستگیری متهم یاضبط آلات جرم دراسرع وقت آنهاراهمراه گزارش ومطابق صورت جلسه تنظیمی به مراجع قضایی یاانتظامی تحویل نماید

تکالیف یامسئولیتهای ضابطین دادگستری :

الف/تکالیف قانونی ضابطین دادگستری اهم وظایف وتکالیف ضابطین دادگستری عبارتنداز:

1/اعلام مراتب وقوع جرم به مقام قضایی ذیرصلاح وکسب تکالیف ازاو

2/اقدامات لازم برای جلوگیری ازفرارواختفای متهم وتبانی او

3/اقدامات لازم برای حفظ آلات وادوات وآثاروعلائم ودلایل جرم

4/بازجویی مقدماتی ازشاکی ومتهم

5/اجرای سایردستورات وگزارش اقدامات انجام شده به مقام قضایی

6/ابلاغ اوراق قضایی

7/اجرای تصمیمات واحکام دادگاههای وسایرمقامات قضایی

باعنایت به اینکه ضابطین خاص صرفادرحدودوظایف محوله ضابط دادگستری محسوب میشوند بسیاری ازضابطین فقط صلاحیت اقدام درموردیک یاچندوظیفه ازوظایف فوق الذکرراداردمثلا:

بسیاری ازضابطین خاص صلاحیت دستگیری وجلب متهم یاابلاغ اوراق قضایی یااجرای احکام رانداردولی ضابطین عام مخصوصا نیروی انتظامی صلاحیت انجام تمام وظایف مذبور رادارد بنابراین مقامات قضایی بایددرهنگام نظارت وتعلیمات خودنسبت به ضابطین دادگستری به حدود وظایف محوله هریک ازضابطین توجه داشته باشند تاهیچ یک ازضابطین فراترازحدودو اختیارات خوداقدامی نکندوهیچ تکلیفی خارج ازمحوله قانونی برکسی تحمیل نشوددراین قسمت ازموضوع درسی نحوه اجرای هریک ازآن وظایف ونکات پیرامون آنها فارغ ازاینکه کدام یک ازضابطین آن وظیفه رابرعهده دارنندموردبررسی قرارمیگیرد

باتوجه به اینکه درشرح وظایف ضابطین خاص دادگستری مواردی بیان شده است که دارای ابهام واجمال میباشدبه ترتیب نحوه اجرای هریک ازوظایف مذکورونکات پیرامون آنهارافارغ ازاینکه کدامیک از ضابطین آن وظیفه رابرعهده دارنند موردبررسی قرارمیدهیم :

مبحث اول :اعلام مراتب وقوع جرم به مقام ذی صلاح قضایی :

نکته اول :دراینکه نحوه اقدام قضایی ضابطین درانجام تکلیف اعلام مراتب وقوع جرم به مقام ذی صلاح قضایی برحسب نوع جرم ازجهت مشهودیاغیرمشهودبودن متفاوت است به این علت است که درجرائم مشهودابتداضابطین تمامی اقدامات لازم رابه منظورحفظ آلات وادوات وآثارودلایل جرم وجلوگیری ازفرارمتهم وتبانی اوماموروتحقیقات مقدماتی راانجام سپس مراتب رابلافاصله به اطلاع مقام ذی صلاح قضایی میرسانددرحالیکه درجرائم غیرمشهودبه محض اطلاع ازوقوع جرم اولین اقدامی راکه ضابطین بایدانجام دهداعلام مراتب به مقام ذی صلاح قضایی است

نکته دوم:چون برابرق.آ.د.ک.تحقیق درجرائم منافعی عفت بافرض غیرمشهودبودن وشاکی خصوصی نداشتن ممنوع است لذااعلام وقوع آنهانیزازطرف ضابطین ضروری نیست امااگرجرم منافعی عفت شاکی خصوصی داشته باشد ضابطین مکلفند به اعلام مراتب وقوع آن به مراجع ذی صلاح قضایی هستند

نکته سوم:نکته ای دیگردرارتباط باعبارت<به محض اطلاع>دلالت برفوریت شدیدوعدم جوازتاخیردراعلام وقوع جرم داردبنابراین اگرضابطین دادگستری درساعات غیراداری ازوقوع جرمی غیرمشهوداطلاع پیداکردندبایدفورا مراتب رابه مقام قضایی کشیک اطلاع دهندقانون به آنهااجازه نداده است که تاساعات اداری بعدصبرکنندوسپس مراتب رااطلاع دهندتعلل وتاخیردرانجام این وظیفه موجبات تعقیب ضابط رافراهم خواهدکرد

نکته چهارم:ضابطین دادگستری پس ازاعلام مراتب وقوع جرم به مقام ذی صلاح قضایی تازمانیکه مقامات مذبوردستورانجام تحقیقات مقدماتی وتعقیب امرجزایی رادرجرائم غیرمشهودصادرنکرده انند صلاحیت هیچگونه اقدامی رادراین خصوص ندارنندوپس ازصدوردستورتعقیب وانجام تحقیقات نیزفقط درحدوددستورات صادره صلاحیت اقدام دارد

نکته پنجم:درارتباط باعبارت<اطلاع ازوقوع جرم>منظورازعبارتمذکورچیست:آیااگراطلاعات ضابطین دادگستری ازمنابع موثق نباشدبازهم این تکلیف به عهده ضابطین باقی میماند

ماده22ق.آ.د.ک.به این سوال چنین پاسخ داده است :

هرگاه علائم وامارات وقوع جرم مشکوک بوده ویااطلاعات ضابطین دادگستری ازمنابع موثق نباشدقبل ازاطلاع به مقام قضایی تحقیقات لازم رابدون اینکه حق دستگیری یاورودبه منزل کسی راداشته باشدبعمل آورده ونتیجه رابه مقامات یادشده اطلاع میدهند

مبحث دوم:اقدامات قانونی لازم برای جلوگیری ازفرارواختفای متهم وتبانی او:همانطورکه تصریح شده است منظورازاقدامات لازم اقدامات قانونی است واین اقدامات عبارتنداز:

1/جلب ودستگیری متهم

2/بازداشت متهم

3/ورود وتفتیش درمنازل واماکن برای دستگیری متهم

تعریف جلب ودستگیری:

اقدامی است که به موجب آن مظنون بطورموقت وبه عنف برای تحقیق دراختیارضابطان وسپس مقام قضایی قرارمیگیردجلب ودستگیری معنای واحدی داردولی بطورمعمول درمکاتبات قضایی دستگیری درمواردی بکارمیرودکه متهم یامجرم فراری بوده ویاخودراازدیدمامورین پنهان میداردهمچنین درمواردی که درمواردمشهودضابطین متهم راباعنف دراختیارگرفته وبرای انجام تحقیقات اوراباخودمیبرداصصلاح دستگیری بکارمیرود

اصصلاح جلب درمواردی بکارمیرودکه متهم فراری یادرمخفیگاه نیست ولی به لحاظ مهم بودن جرم یا مشخص نبودن محل اقامت یااستنکاف ازحضوردرمراجع قضایی ویاانتظامی سپس به دستورمقام قضایی ضابطین اوراباعنف جهت انجام تحقیقات یااجرای حکم دراختیارمیگیردبایدتوجه داشت که جلب ودستگیری باتوقیف فرق دارد

توقیف متهم که از آن به بازداشت تعبیرمیشود دارای ویژگیهای است که آن راازسایراقدامات قضایی متمایزمیسازدازجمله اینکه :

1/برخلاف جلب توقیف برای مدت طولانی بعمل میایدکه گاهی تاختم رسیدگی وصدورحکم نیزادامه میابد

2/توقیف متهم مطابق حضوراونزدمقامات قضایی یاجلب اوصورت میگیرد

نحوه اجرای دستورجلب :

مواردی که ضابطین دادگستری دراجرای دستورجلب شرعا وقانونامکلف به انجام آن هستندعبارتنداز:

اولا:درساعات اولیه روزاقدام به جلب متهم نمایندبه نحوی که قبل ازپایان وقت اداری امکان تحویل دادن اوبه مقام قضایی صادرکننده حکم جلب وجودداشته باشد

ثانیا:بجزدرمواردی که بیم تبانی وفرارومخفی شدن متهم وابهای آثارجرم باشدنبایدمتهم رابعدازوقت اداری ودرایام تعطیل جلب نماید

ثالثا:بلافاصله بعدازجلب مذلوب تحویل مقام قضایی دهند

رابعا:اگرمذلوب رابه حکم ضرورت درپایان وقت اداری یاایام تعطیل جلب کردنند بنحوی که امکان تحویل وی به مقام قضایی نباشددرصورتی میتوانداورابازداشت نماید که بیم تبانی وخوف فراروجودداشته باشددرهرصورت اجازه بازداشت اوبیش از24ساعت راندارد

وظایف ضابطین درارتباط بابازداشت متهم:

1/بازداشت متهم درجرائم مشهود:درصورتی که بازداشت وی به تشخیص ضابطین برای جلوگیری ازفرارواختفاوتبانی ضروری بوده ونیزبازداشت اونزدآنهابرای تکمیل تحقیقات لازم باشددراینصورت حداکثرتامدت24ساعت میتوانندمتهم راتحت نظرقراردهندودراولین فرصت بایدمراتب راجهت اتخاذ تصمیم قانونی به اطلاع مقام قضایی برساندتاوی درخصوص ادامه بازداشت ویا آزادی متهم تصمیمگیری نماید

نکته ای که بایدتوجه داشت :ضابطین درجرائم مشهودصرفاتاقبل ازاینکه نتایج اقدامات خودرابه اطلاع مقام قضایی برساندصلاحیت دارنندکه راساودرصورت ضرورت برای تکمیل تحقیقات متهم راحداکثرظرف مدت24ساعت تحت نظرنگهداری کنندوبعدازاعلام مراتب به مقام قضایی صلاحیت بازداشت متهم راندارنندمگراینکه مقام قضایی چنین دستوری به آنهاداده باشد

نکته دوم که تذکرآن لازم است این است که :ضابطین دادگستری مکلفندموضوع اتهام راباذکردلیل بلافاصله بصورت کتبی به متهم ابلاغ کننددراجرای این تکلیف قانونی :

اولا: ضابطین دادگستری بایدموضوع اتهام رابلافاصله پس ازبازداشت به متهم ابلاغ وساعت ابلاغ رانیزدرصورتمجلس قیدنمایند

ثانیا:دلایل توجه اتهام به متهم نیزبلافاصله به اوابلاغ شود

ثالثا:این دوموضوع بایدبصورت کتبی به متهم ابلاغ گردددرصورت استنکاف متهم ازامضای صورتمجلس مراتب منعکس وحداقل به امضای2نفرازضابطین میرسد

2/بازداشت متهم درجرائم مشهودوغیرمشهودبه دستورمقام قضایی قبل ازصدورقرارتامین :

درجرائم غیرمشهودبه عکس جرائم مشهودضابطین دادگستری به هیچ وجه وتحت هیچ شرایطی قبل ازدخالت مقام قضایی صلاحیت بازداشت متهم رابرای جلوگیری ازفرارواختفای اووتبانی بادیگران نداردودر

جرائم مشهودپس ازاعلام اقدامات خودبه مقام قضایی به همینگونه عمل میشوداگرمقام قضایی بلافاصله پس ازجلب ویاحضورمتهم وقبل ازتفهیم اتهام وقبل ازصدورقرارتامین انجام تحقیقات توسط ضابطین بازداشت متهم راضروری تشخیص دهدمیتواندمتهم رابرای مدت 24ساعت تحت نظرضابطین دادگستری قراردهد اگرمقام قضایی قبل ازصدورقرارتامین اشتباها دستوربازداشت بیش از24ساعت متهم راصادرکندضابطین مجازنیستندمتهم رابیش از24ساعت نگه دارننددراینصورت ضابطین بایدحداکثرظرف مدت24ساعتمتهم رانزدمقام قضایی حاضرنموده ومراتب اشتباه درصدور دستورمذبورراکتبااعلام کند

3/بازداشت متهم به دستورمقام قضایی دراجرای قرارتامین تاپایان تحقیقات بعدازاینکه متهم نزدمقام قضایی حاضرگردیددرصورت توجه اتهام به متهم مقام قضایی موضوع اتهام ودلایل آن رابه وی تفهیم نموده وبرای جلوگیری ازفرارمتهم قرارمناسب صادرمیکنددرصورتی که قرارتامین صادره منتهی به بازداشت متهم گرددوانجام تحقیقات نیزبه ضابطین محول شده وحضورمتهم برای انجام تحقیقات ضروری باشدمقام قضایی میتواندمتهم راتاپایان تحقیقات برای مدت معینی تحت نظر ضابطین قراردهداگردرمدت مذکورتحقیقات خاتمه نیافت ضابطین مکلفندمتهم رابه دادگاه معرفی کنند ومقام قضایی میتواندمدت راتمدیدکند

تفاوت بین بازداشت قبل ازصدورقرارتامین وبازداشتی که دراجرای قرارتامین صادرمیشوداین است که:

ضابطین درباره بازداشت قبل ازصدورقرارتامین مکلف به ابلاغ فوری وکتبی موضوع ودلایل اتهام به متهم هستندولی دربازداشتی که دراجرای قرارتامین اجرامیشود ضرورت نداردچراکه قبلا این امر توسط مقام قضایی به متهم ابلاغ شده است

4/بازداشت متهمی که به دستورمقام قضایی جلب شده است درصورت عدم دسترسی به مقام قضایی وبیم فراروتبانی متهم ومحوکردن آثارجرم . ضابطین مکلفندکه متهم جلب شده رابلافاصله تحویل مقام قضایی بدهنداگرپس ازجلب بنابه هردلیلی دسترسی به مقام قضایی ودسترسی به متهم موثرنبود ضابطین مکلفندکه متهم رابازداشت نمایندولی بازداشت متهم دراینصورت نیزنبایداز24ساعت تجاوز کندبنابراین برای بازداشت متهم مذلوب :

اولا:بایددسترسی به مقام قضایی امکان نباشد

ثانیا:بایدبیم فرارویاتبانی ومحوکردن آثارجرم وجودداشته باشد

اگرهریک از2شرط مفقودباشدبازداشت مذلوب غیرقانونی است همچنین دراین نوع بازداشت اگرجلب صرفا بابرگ جلب صادره ازناحیه مقام قضایی بعمل آمده باشدوپرونده دراختیارضابط نباشددرهنگام بازداشت ضابط تکلیف به ابلاغ موضوع ودلایل اتهام نداردامااگرمقام قضایی پرونده متهم رادراختیار ضابط قرارداده وانجام تحقیقات ازمتهم بعدازجلب رابه وی محول کرده باشد ضابط مکلف به ابلاغ فوری وکتبی است موضوع ودلایل اتهام است

اقدامات لازم به منظور حفظ آثارودلائل جرم :

اقداماتی که ضابطین دادگستری درجرائم مشهودودرجرائم غیرمشهودصرفابه دستورمقام صالح قضایی صلاحیت انجام آنرادارندعبارتنداز:

1/معاینه محل:منظورازمعاینه محل محل بررسی صحنه جرم وکشف وجمع آوری دلایل وقرآئن واسنادو حفظ صحنه جرم است

مقررات قانونی مربوط به معاینه محل عبارتنداز:

الف/درمعاینه محل درصورت لزوم بایدازافرادمتخصص مثل پزشک ومتخصصان پلیس جنائی و.....استفاده میشودازاهل خبره هنگامی دعوت به عمل میایدکه اظهارنظرآنهاازجهت علمی یافنی یامعلومات مخصوص لازم باشدازقبیل پزشک/داروساز/مهندس/ارزیاب ودیگرصاحبان حرفه

ب/به موجب ماده 87ق.آ.د.ک.هنگام معاینه محل اشخاصی که درامورجزائی شرکت دارند میتوانندحاضرشوندلکن عدم حضورآنان مانع انجام معاینه محل نخواهدبود

پ/به موجب ماده 79معاینه محل درروزبه عمل میایدمگردرمواردی که فوریت داردتشخیص فوریت درجرائم مشهودبه عهده ضابطین ودرجرائم غیرمشهودبه عهده مقام قضایی است

ت/هنگام تحقیق ومعاینه محل تمامی آثاروعلائم مشهوده ومکشوفه به نحوی که درقضیه موثراست در صورت مجلس قیدمیشود

ث/برای معاینه اجسادوجراحتهاوآثاروعلائم ضرب وصدمات جسمانی وآسیبهای روانی وسایرمعاینه ها وآزمایشهای پزشکی قاضی یاضابط ازپزشک قانونی معتمد دعوت مینمایدواگرپزشک قانونی نتواندحضوریابدویادرجایی پزشک قانونی نباشدازپزشک معتمددیگری دعوت میشود هرگاه پزشک قانونی درامری تخصص نداشته باشدازپزشک متخصص دیگری دعوت بعمل میاید

ج/تازمان حضورپزشک ضابطین اقدامات لازم رابرای حفظ جسد/کشف هویت متوفی وچگونگی فوت اوبه عمل میاورند

د/هرگاه هویت متوفی معلوم نباشدعلائم ومشخصات جسدواثرانگشت اوبطوردقیق درصورت مجلس قیدمیشودودرصورت امکان دستورعکسبرداری ازآن داده میشودسپس برای تشخیص هویت هویت متوفی به هر وسیله ای که مقتضی باشداقدام خواهدشد

2/ورود وتفتیش درمنازل واماکن واشیاء :قانونگذارباتوجه به تاکیدشرع مقدس اسلام واصل22قانون اساسی مبنی برمصونیت مسکن افرادعواملی رابرای تفتیش وبازرسی منازل واماکن وکشف آلات جرم پیشگیری نموده است که عبارتند از :

الف/تفتیش وبازرسی منازل واشیاء درمواردی به عمل میایدکه حسب دلائل ظن قوی به کشف متهم یااسباب وآلات ودلائل جرم درآن محل وجود داشته باشد

ب/ چنانچه تفتیش وبازرسی باحقوق اشخاص مزاحمت نماید درصورتی مجازاست که ازحقوق آنان مهمتر باشد

پ/تفتیش وبازرسی درحضورمتصرف قانونی وشهودتحقیق ودرغیاب وی درحضورارشدحاضرین به عمل میاید

ت/ اشخاصی که درامرجزائی دخیل هستند میتوانند درموقع تفتیش وبازرسی حاضرباشندولی سایر اشخاص نمیتوانندداخل شوندمگربا اجازه متصرف قانونی

ث/تفتیش وبازرسی منازل در روزبه عمل میاید وهنگام شب درصورتی انجام میگیردکه ضرورت اقتضاء کندجهت ضرورت راقاضی یاضابط باید در صورتمجلس قیدنمایند

ج/درصورت لزوم کسی که تفتیش رابرعهده دارد میتواندورودوخروج به محل بازرسی راممنوع نمایدوبرای اجرای این دستورازنیروی انتظامی وحسب ضرورت ازنیروی نظامی کمک بگیرد

ح/درصورتی که متصرفین قانونی اماکن یامتصدیان آنهادستورقاضی یاضابط قضایی رادربازکردن محلهاواشیاء بسته اجراننمایدقاضی بانماینده اومیتواند دستوربازکردن رابدهد ولی مکلف است حتی المقدورازاقداماتی که باعث ورود خسارت میشود احتراز نماید

خ/ازاوراق ونوشته هاوسایراشیاء متعلق به متهم فقط آنچه که راجع به واقعه جرم است تحصیل ودرصورت لزوم به شهودتحقیق ارائه میشودوقاضی باضابطی که نماینده اومحسوب میشود مکلف است درموردسایرنوشته ها واشیاءمتعلق به متهم باکمال احتیاط رفتارنمودوموجب افشای مضمون ومحتوای آنهاکه ارتباط به جرم نداردنشود

چ/درمواردی که ملاحظه وتفتیش وبازرسی مراسلات پستی مخابرات صوتی وتصویری مربوط به متهم برای کشف جرم لازم باشدقاضی یاضابط درجرائم مشهودبه مراجع ذیربط اطلاع میدهدکه اشیاء فوق راتوقیف نموده نزداوبفرستدبعدازوصول آنرادرحضورمتهم ارائه کرده ومراتب رادرصورتمجلس قیدنموده وپس ازامضاء متهم آنرادرپرونده ضبط مینمایداستنکاف متهم ازامضاء درصورتمجلس قید میشودوچنانچه اشیاء مزبور حائزاهمیت نبوده وضبط آن ضرورت نداشته باشدبااخذرسیدبه صاحبش مسترد میشود

ک/کنترل تلفن افرادجزدرمواردی که به امنیت کشورمربوط است ویابرای احقاق حقوق اشخاص بنظرقاضی ضروری تشخیص داده میشود ممنوع است

گ/اماکن ماموریت سیاسی مانندسفارتخانه ها/کنسولگریها ونمایندگیهای دائمی سازمانهای بین المللی وخانه ومسکن ماموران سیاسی ووسائل نقلیه مامورین سیاسی واسباب واثاثیه متعلق به نمایندگیهای سیاسی ازتعرض مصون است ومانندکشورپذیرنده جزبارضایت رییس ماموریت اجازه تفتیش آنها رانخواهد داشت

<مواد22و30کنوانسیون وین ناظربه روابط سیاسی کشورها1961که درسال 1343به تصویب مجلس قانونگذاری ایران رسیده است

ضابطین مکلفند درحین معاینه محل وتفتیش اماکن واشیاء وبازرسی متهم کلیه آلات وادوات ارتکاب جرم واموال واشیاء ناشی ازجرم وبطورکلی هرچیزی که درکشف جرم واحرازحقیقت موثراست ضبط ودرصورتمجلس توصیف وتعریف نمایند قانونگذاردرخصوص ضبط آلات وادوات مقررات وشرایطی به شرح زیرراوضع کرده است :

1/آلات وادوات جرم ازقبیل:حربه/اسلحهاسنادساختگی وکلیه اشیائی که درحین بازرسی صحنه جرم بدست آمده ومیتواندموجب کشف جرم یااقرارمتهم به جرم باشد بایدضبط شده ودرصورتمجلس هریک ازاشیاءمزبورتعریف وتوصیف بشود

2/هرگاه متهم نوشته های خودراکه موثردرکشف جرم است به وکیل خودیاشخص دیگری سپرده باشد آنهاحسب مورددرحضوروکیل یاآن شخص بررسی میشوند

3/آلات وادوات جرم رابایدشماره گذاری وممهوروحفظ نمودوبابت آنچه که تحصیل میشودبایدباذکرمشخصات به صاحبش رسید داد

4/دراینصورت قاضی یاضابظ بایدنسبت به حفظ دلائل یادشده اقدام نمایدواگرلازم باشدمحل راقفل ومهروموم کرده حفاظت آن رابه نیروی انتظامی یامستحفظ مخصوص بسپارد

5/ازمایعاتی که قابل تجزیه است بایدبه قدرلزوم تحصیل ودرظرفی ریخته مهروموم شودبطوریکه ضایع نگرددازمایعات بایدحداقل 3ظرف بعنوان نمونه برداشته شود

6/اموال مسروقه یا اشیائی که بواسطه ارتکاب جرم تحصیلی شده ویاهرنوع مالی که درجریان تحقیقات توقیف شده بایدبدستورقاضی به کسی که مال ازاوسرقت رفته ویااخذشده مستردشودمگراینکه وجودتمام یاقسمتی ازآنهادرموقع تحقیق یادادرسی لازم باشدکه دراینصورت پس ازرفع احتیاج بدستور قاضی مستردمیشود اشیائی که برابرقانون بایدضبط یامعدوم شودازحکم این قاعده مستثنی است توجه شود دستوراسترداداشیاء به شرحی که گفته شد مخصوص مقام قضایی است وضابط دراینخصوص اختیاری ندارد

تحقیقات محلی :

تفاوت اساسی تحقیقات محلی بامعاینه محل دراین نکته است که درمعاینه محل حفظ آلات وادوات وعلائم وقرائن موجوددرصحنه جرم مدنظراست درصورتی که تحقیقات محلی نوعی بازجوئی ازشهودومطلعین درمحل وقوع جرم درخصوص نحوه وقوع جرم ویادرباره هویت/شغل ووضعیت متهم یاقربانی جرم میباشد تحقیقات محلی که درجرائم مشهودبلافاصله پس ازارتکاب جرم انجام میشود ازاهمیت ویژه ای برخورداراست زیرا :

اولا :شهودومطلعینی که درصحنه جرم حاضربوده اندتحت تاثیرواقعیتهای ناشی ازوقوع جرم قرارگرفته وحقایق راهمانگونه که مشاهده کرده اندبیان میکنند

ثانیا :فرصتی برای تبانی متهم باشهودومطلعین ویاتهدیدآنهاتوسط متهم وجودندارد درنتیجه شهودو مطلعین آزادانه وبدون ترس حقیقت رابیان میکنند

ثالثا :بامرورزمان معمولاجزئیات یک واقعه به فراموشی سپرده میشود ودرنتیجه شهادت ممکن است به نحومطلوب درکشف جرم موثرواقع نشودولی تحقیقاتی که بلافاصله انجام میشودفاقدایرادمذکوراست ودرکشف حقیقت بسیارموثراست  رابعا :گاهی اوقات بیم متفرق شدن شهودومطلعین وعدم دسترسی به آنهابعدازوقوع جرم وجود دارددرنتیجه عدم اقدام به موقع ضابطین ممکن است موجب ازبین رفتن دلائل شود

نحوه اجرای تحقیقات محلی :

1/طرفین میتوانند اشخاصی رابرای کسب اطلاع ازآنان درمحل معرفی وبه گواهی آنان تراضی نماید

2/عدم حضوریکی ازاصحاب دعوا مانع ازاجرای تحقیقات محلی نخواهدبود

3/هرگاه حضورمتهم درمحل تحقیقات ضروری باشدیامتهم تقاضای حضوردرمحل راداشته ودربازداشت باشدبه دستورقاضی تحت الحفظ درمحل حاضرخواهدشد

4/شهودتحقیق ومطلعین درتحقیقات محلی قبل ازاظهاراطلاعات خودبایدسوگندیادنماید

5/متصدی اجرای قرارتحقیقات محلی صورتجلسه تنظیم وبه امضاء شهودومطلعین واصحاب دعوی میرساند

استماع شهادت شهود :

به موجب مواد18و43 ق.آ.د.ک.استماع شهادت شهوددرمرحله تحقیقات مقدماتی همه جرائم مشهودبه طورمستقیم ودرجرائم غیرمشهودغیرمنافی عفت درصورت ارجاع مقام قضایی برعهده ضابطین دادگستری میباشدبرای اینکه ضابطین دادگستری بتوانندوظائف خودرادراین خصوص به نحواحسن انجام دهند بایدتعریف وشرایط مطلع وشاهدرابداندبنابراین :

الف/تعریف شاهدوشرایط مطلع :

شاهدیاگواه کسی است که وقوع جرمی راباحواس ظاهری خودمشاهده واحساس کرده باشددرصورتی که اطلاع ازجرم بوسیله حس بینائی تحصیل گرددخبردهنده راشاهدعینی مینامند

مطلع به کسی گفته میشودکه اطلاع اوازواقعه محسوسی که رخ داده ناشی ازخوداونبوده بلکه بواسطه دیگران علم به آن واقعه پیداکرده است خواه علم اوقطعی یاظنی باشدبه کسانی که شاهدوقوع جرم نبوده ولی اطلاعاتی درموردوضعیت شغلی واجتماعی وهویت متهم یاقربانی داشته باشدودرتحقیقات محلی اطلاعات خودرادراختیارمقامات قضایی ویاضابطین دادگستری قرارمیدهند اصلاحا مطلع گویند

ب/شرایط شاهد :

1/بلوغ

2/عقل

3/طهارت مولد

4/عدالت

5/ایمان

6/عدم وجودانتفاع شخصی برای شاهدیارفع ضررازوی

7/عدم وجوددشمنی دنیوی بین شاهدوطرفین دعوی

8/عدم اشتغال به تکدی وولگردی

ج/کیفیت احضارشهود :

1/ضابطین درجرائم مشهود راساودرجرائم غیرمشهودحسب دستورمقام قضایی شهودرابرای ادای شهادت احضارمینماید

2/درصورتی که یکی ازشهودتحقیق یامطلعین ازتابعین نیروهای مسلح باشدبایدحداقل 24 ساعت پیش ازتحقیق یاجلسه محاکمه ازطریق فرمانده یارییس اودعوت شودفرمانده یارئیس مربوطه مکلف است پس ازوصول دستوردادگاه شخص احضارشده رادرموعدمقرراعزام نماید

3/درصورتی که شاهدیامطلع بیمارباشدونتواندحاضرشودویاتعدادشهودومطلعین زیادبوده ودریک محل مقیم باشندمانندکارگران یک کارخانه قاضی یاضابط به محل آنهارفته تحقیق میکند

4/چنانچه مطلعین خارج ازحوزه ماموریت قاضی ودرحوزه دیگری ساکن باشندضابطین نمیتواندبه خارج ازحوزه قضایی برای استماع شهودبروندبنابراین قاضی به محل سکونت آنان نیابت میدهدتا اظهارات مطلعین راصورتجلسه نمایندوبرای دادگاه ارسال کنند

5/هریک ازشهود ومطلعین بایددرموعدمقررحاضرشونددرصورت عدم حضوربرای باردوم احضارمیشودچنانچه بدون عذرموجه حاضرشونندبه دستوردادگاه جلب میشوند

6/درصورتی که شهودیامطلعین برای حضوردادگاه مدعی ضرروزیانی ازحیث شغل وکارخودشوندویادرخواست ایاب وذهاب نماینددادگاه پس ازتشخیص ورودضررمیزان آن راتعیین مینماید ومتقاضی احضارمکلف به تودیع آن به صندوق دادگستری است وهرگاه توانایی پرداخت نداشته باشدویااحضاربه دستوردادگاه باشدازبیت المال پرداخت خواهدشد

کیفیت استماع شهادت شهود :

1/ازهریک ازشهودومطلعین بایدجداگانه وبدون حضورمتهم تحقیق شودواظهارات شهودنوشته شود وبه امضاء واثرانگشت آنان برسدتحقیق مجدد ومواجهه آنهادرصورت ضرورت بلامانع است

2/تحقیق وبازجوئی ازشهودقبل ازمحاکمه غیرعلنی است

3/قبل ازشروع به تحقیق :نام ,نام خانوادگی,نام پدر,شغل,محل اقامت,میزان سواد,درجه قرابت سببی ونسبی یاخادم ومخدوم بودن شاهدیامطلع رانسبت به طرفین پرونده وسابقه کیفری اوسوال شده درصورتمجلس قیدشده

4/شهودتحقیق ومطلعین قبل ازاظهاراطلاعات خودبایدبه شرح مندرج درقانون سوگندیادکنند

5/آنگاه که  مجازاتی درقانون برای شهادت کذب مقررشده باشدبه شاهدتذکرداده میشود

6/پس ازاینکه شهادت یااظهاراطلاعات به اتمام رسید متن آن قرائت وبه امضاء شهودیامطلعین میرسد

7/دراوراق بازجوئی نوشتن بین سطور وتراشیدن کلمات بطورکلی ممنوع است

8/درحین بازجوئی نبایدکلام گواه قطع شود هرسوال وتوضیحی که لازم باشدبایدپس ازخاتمه اظهارات شاهدیامطلع بعمل آیدبایدازپرسشهایی که شائبه تلقین داشته باشدیابه نحودیگری به طبیعی بودن وسادگی پاسخهاخلل واردآوردامتناع شود

ابلاغ اوراق قضایی :

ابلاغ عبارت است از رساندن اوراق قضایی ازقبیل برگه احضاریه واخطاریه واظهارنامه ودادخواست واحکام وقرارهای دادگاهها به اشخاصی که بایدازمضمون آنهامطلع شوندابلاغ اوراق قضایی ازاهمیت خاصی برخورداراست بطوریکه اگرصحیح ومنطبق باموازین قانونی انجام نشوددرفراینددادرسی<چه درامورکیفری وچه درامورحقوقی>تاثیرنامطلوب داشته وباعث اطاله دادرسی وبعضاتضییع حقوق اصحاب پرونده میگرددبه همین دلیل صحت عملکردضابطین دادگستری درابلاغ اوراق واحکام قضایی موکول به آموزش وتدریس مقررات وقواعدمربوط به ابلاغ اوراق قضایی است ومعمولا مامورینی که ازطرف نیروی انتظامی برای این کارگمارده میشوندآموزشهای لازم رافرامیگیرندتابتوانندابلاغ اوراق قضایی رامطابق آنچه که قانونگذارمقررنموده است انجام دهند

ابلاغ واقعی :

ابلاغ واقعی عبارت است ازرساندن اوراق قضایی به شخص خوانده برای انجام اینکارمامور:

ابلاغ اوراق قضایی رابه شخص خوانده تسلیم نموده ودربرگ دوم اخطاریه رسیدمیگیردمنظورازرسیدگرفتن که درماده 68قانون به آن اشاره شده است یعنی اینکه خوانده نسخه ثانی اخطاریه راامضاءنموده یااثرانگشت میگذاردومامورابلاغ تاریخ ابلاغ راباتمام حروف از روز و ماه وسال دربرگ دوم اخطاریه نوشته وامضاء مینماید وآنرابه دفتر دادگاه اعاده مینماید درصورت امتناع خوانده ازگرفتن اوراق امتناع اودربرگ اخطاریه قیدواعاده میگردد این نوع ابلاغ یعنی ابلاغ به شخص خوانده بهترین نوع ابلاغ است زیراباوجود آن دادگاه اطمینان حاصل میکندکه خوانده ازجریان دعواودادرسی مستحضراست درصورت عدم حضوردردادگاه وعدم پاسخ به دعوی مطروحه فرض براین گذاشته میشودکه خوانده پاسخ منطقی وقانونی درقبال دعوی مطروحه ندارددر نتیجه دادگاه باخیال راحت رسیدگی نموده وحکم مقتضی راصادرمینماید مطابق تبصره یک ماده 68ق.آ.د. دادگاههای عمومی وانقلاب درامور مدنی ضرورتی ندارد که اوراق قضایی حتمادرمحل سکونت خوانده ابلاغ شودبلکه ابلاغ اوراق قضایی درهریک ازمحل سکونت یاکارخوانده امکان پذیراست وبرای ابلاغ درمحل کار کارکنان دولت وموسسات ماموربه خدمات عمومی وشرکتها اوراق به کارگزینی قسمت مربوطه یانزدرئیس کارمندمربوطه ارسال میشوداشخاص یادشده مسئول اجرای ابلاغ میباشندوبایدحداکثربه مدت 10روزاوراق را اعاده نمایند درغیراینصورت به مجازات مقرردرقانون رسیدگی به تخلفات اداری محکوم میگردند

ازآنچه که تاکنون راجع به ابلاغ واقعی گفته شده میتوان صورمختلف ابلاغ واقعی رابطورخلاصه به شرح ذیل بیان نمود :

1/ابلاغ به شخص خوانده درمحل سکونتش واخذ رسید از وی

2/ابلاغ به شخص خوانده در محل سکونتش وامتناع وی ازقبول اوراق ودادن رسید

3/ابلاغ به شخص خوانده درمحل کارش واخذ رسید ازوی درصورتی که کارمنددولت نباشد

4/ابلاغ به شخص خوانده درمحل کارش وامتناع ازقبول اوراق درصورتی که کارمند دولت نباشد

5/ابلاغ به اداره کارگزینی محل کارخوانده درصورتیکه خوانده کارمند باشد

البته درمورد5برخی ازاساتید بعنوان ابلاغ واقعی قبول ندارندوآنراجزء صدورابلاغ قانونی قلمداد میکنند

ابلاغ قانونی :

اگرمامورابلاغ نتواند دادخواست و پیوستهای آنرا به شخص خوانده برساند آنرابصورت قانونی ابلاغ مینماید ومقصود ازابلاغ قانونی این است که این نحوابلاغ راقانون صحیح ومعتبرشناخته است

ابلاغ اوراق قضایی بصورت قانونی صورمختلفی داردکه درموادمختلف قانون آ.د. دادگاههای عمومی وانقلاب درامورمدنی موردحکم قانونگذارقرارگرفته است این صوربه شرح ذیل است :

1/ابلاغ اوراق قضایی به خادمین یابستگان خوانده وقبول آنها : پس ازمراجعه مامور به نشانی خوانده ممکن است خوانده درنشانی اعلام شده حضورنداشته باشدفلذانمیتوانداوراق رابه شخص خوانده ابلاغ <واقعی >نماید پس ناگزیراوراق رابه یکی ازخادمین یابستگان خوانده که درنشانی اعلام شده حضور دارند ابلاغ مینمایدتاآنها اوراق رابه دست خوانده برساند دراینصورت مامورابلاغ نام وسمت گیرنده اوراق رادرنسخه دوم اخطاریه قیدنموده وازوی امضاء گرفته وآنرا اعاده مینماید این نحوابلاغ مشروط بر دوشرط است :

شرط اول :سن ظاهری گیرنده اوراق برای تشخیص اهمیت اوراق کافی باشد سن ظاهری اشخاص را ازمشاهده رشدجسمانی آنهامیتوان مشخص نمودوضرورتی نداردکه مامورابلاغ شناسنامه خادم یایکی ازبستگان خوانده رامطالبه کندتاپی به سن اوببردبلکه میتواند ازوضع ظاهری به این موضوع پی ببردوتشخیص مامورابلاغ کافی است مگراینکه خلاف آن ثابت شودکه دراینصورت ازموجبات ابطال ابلاغ خواهدبود

شرط دوم :بین کسی که اوراق قضایی رادریافت میکندباخوانده تعارض منفعت نباشدمثلا:

اگرخوانده درمحل اقامت خودنباشدومامورابلاغ برگ دادخواست رابه برادر اوابلاغ نماید این ابلاغ صحیح وقانونی است امااگربین دوبرادرتعارض منفعت باشد مثلابرسرسهم الارث پدری بایکدیگراختلاف دارندوموضوع دعوی هم همین قضیه است وبرادرخوانده بعنوان خواهان برعلیه وی دادخواست داده است دراینصورت مامورابلاغ نبایداوراق قضایی رابه برادرخوانده که همان خواهان دعوی است ابلاغ نماید چون احیانابرادرخوانده که درفرض مثال خواهان دعوی است اوراق رامخفی نمایدوبه خوانده ندهددرنتیجه خوانده ازجریان دعواودادرسی بی اطلاع باقیمانده ونتواندازحق خود دفاع نماید

2/ابلاغ اوراق قضایی به خادمین یابستگان خوانده واستنکاف آنها ازقبول اوراق :چنانچه خوانده درنشانی اعلام شده حضورنداشته باشدوخادمین یابستگان وی نیزازقبول اوراق قضایی امتناع ورزند مامورابلاغ این موضوع رادردونسخه اخطاریه قیدنموده نسخه دوم رادرنشانی تعیین شده الصاق میکنند وبرگ اول راباسایراوراق دعواعودت میدهددراینصورت خوانده میتواندتاجلسه رسیدگی به دفتردادگاه مراجعه کند وبادادن رسیداوراق مربوط رادریافت نماید

3/ابلاغ به نشانی اعلام شده :چنانچه خوانده درنشانی اعلام شده نباشد هیچ یک ازخادمین وبستگان خوانده نیزدرمحل حضورنداشته باشند دراینصورت نیزمانندصورت قبلی مامورابلاغ این موضوع رادرهردونسخه اخطاریه درج نموده نسخه دوم را درنشانی تعیین شده الصاق میکند وبرگ اول را باسایراوراق عودت میدهد دراینصورت خوانده میتواندتاقبل ازجلسه رسیدگی به دفتردادگاه مراجعه کند وبادادن رسیداوراق مربوطه رادریافت نماید

4/ابلاغ اوراق قضایی به خوانده مقیم خارج ازکشور :هرگاه خوانده دعوی مقیم خارج ازکشورباشد دراینصورت ابلاغ دادخواست درخارج ازکشور بوسیله ماموران کنسولی یاسیاسی بعمل میاید ماموران یادشده دادخواست وضمائم آن راوسیله مامورین سفارت یاهروسیله ای که امکان داشته باشد برای خوانده میفرستد ومراتب راازطریق وزارت امورخارجه به اطلاع دادگاه میرساند درصورتی که درکشورمحل اقامت خوانده مامورین کنسولی یاسیاسی نباشند این اقدام راوزارت امورخارجه به طریقی که مقتضی بداندانجام میدهد

5/ابلاغ اوراق قضایی به خوانده مجهول المکان ازطریق نشرآگهی :درصورتیکه اساسا ازهمان ابتدا خواهان نتواندنشانی خوانده رامعین نماید ودردادخواست درستون نشانی خوانده بنویسدمجهول المکان ویااینکه نشانی خوانده رااعلام نموده اماپس ازمراجعه مامورابلاغ معلوم شود خوانده درآدرس اعلامی سکونت نداردوپس ازاخطاررفع نقص ازتعیین نشانی اعلام ناتوانی کند بنابه درخواست خواهان ودستوردادگاه مفاددادخواست یک نوبت دریکی از روزنامه های کثیرالانتشاربه هزینه خواهان آگهی خواهدشدتاریخ انتشارآگهی تاجلسه رسیدگی نبایدکمترازیکماه باشد

6/ابلاغ به خواندگان غیرمحصور :درصورتی که خواندگان دعوی تعدادی غیرمحصورباشند ودعوی مطروحه علیه عده ای غیرمحصور ازاهالی یک شهر یاده یابخش اقامه شوداوراق قضایی ازطریق نشرآگهی دریکی از روزنامه های کثیرالانتشار ونیزیک نسخه ازدادخواست وضمائم به شخص یا اشخاصی که خواهان آنها رامعارض خودمعرفی میکند ابلاغ میشود

7/ابلاغ اوراق قضایی به ادارات واشخاص حقوقی دولتی :دردعاوی مطروحه علیه ادارات وسازمانهای دولتی وموسسات ماموربه خدمات عمومی وشهرداریها ونیزموسساتی که تمام یاقسمتی از سرمایه آنهامتعلق به دولت است اوراق قضایی به رئیس دفترمرجع مخاطب یاقائم مقام او ابلاغ ودرنسخه اول اخطاریه رسید اخذ میشود

8/ابلاغ اوراق قضایی به اشخاص حقوقی غیر دولتی :درصورتی که خوانده دعوی اشخاص حقوقی غیردولتی باشند دادخواست وضمائم به مدیرعامل یاقائم مقام اویادارنده حق امضاء ودرصورت عدم امکان به مسئول دفترموسسه ابلاغ خواهدشد ممکن است اشخاص حقوقی غیردولتی مانندشرکت الف تغییرمحل داده درنتیجه ابلاغ اوراق قضایی امکان پذیرنباشد دراینصورت مطابق تبصره1ماده76هرگاه ابلاغ اوراق دعوا درمحل تعیین شده ممکن نگردد اوراق به آدرس آخرین محلی که به اداره ثبت شرکتها معرفی شده ابلاغ خواهدشد بعبارت دیگر چون اشخاص حقوقی به محض تغییرمحل اقامت خود مکلف هستندنشانی جدیدخودرابه اداره ثبت شرکتها اعلام نمایندوممکن است خواهان ازنشانی جدید شخص حقوقی طرف دعوابی اطلاع باشد بنابراین پس ازاینکه اوراق قضایی بدون ابلاغ اعاده گردید نشانی جدید خوانده ازشرکت ثبت شرکتها استعلام میگرددواوراق قضایی به آدرس اعلامی ارسال میشود چنانچه خوانده در آدرس جدید هم شناسایی نگردد اوراق قضایی ابلاغ شده تلقی میگردد

9/ابلاغ اوراق قضایی به ورشکسته وشرکت منحل شده :چنانچه خوانده دعوی تاجرورشکسته باشد اوراق قضایی به شخص ورشکسته ابلاغ نمیشود بلکه به اداره تصفیه امورورشکستگی یامدیرتصفیه ابلاغ خواهدشدوچنانچه دعوی بطرفیت شرکت منحل شده اقامه شود اگرشرکت دارای مدیرتصفیه نباشد اوراق قضایی به آخرین مدیرقبل ازانحلال درآخرین محلی که اداره ثبت شرکتها اعلام میکند ابلاغ خواهدشد وچنانچه شرکت دارای مدیرتصفیه باشد اوراق قضایی به مدیرتصفیه ابلاغ میشود

10/ابلاغ اوراق قضایی به محلی که درقراردادطرفین اعلام گردیده است :اصولاخواهان مکلف است محل اقامت خوانده رادردادخواست مشخص واعلام نمایدحال اگرمعلوم شودمحلی راکه خواهان در دادخواست معین کرده است نشانی خوانده نبوده یاقبل ازابلاغ تغییرکرده باشدابلاغ دراین محل اثرقانونی نداردوپس ازکشف موضوع توسط مامورابلاغ وعودت اوراق به دفتردادگاه مدیردفتردادگاه به خواهان اخطارمیکندکه نشانی خوانده اشتباه است وخوانده درنشانی اعلامی سکونت ندارد وازوی میخواهدکه نشانی واقعی خوانده رااعلام نمایددراینصورت اگرخواهان به تکلیف قانونی خودعمل کرد ونشانی واقعی خوانده رااعلام نمود دادخواست مجددا جریان میابدوالاقرار رددادخواست توسط مدیر دفتر دادگاه صادرمیشود درنتیجه ابلاغ بصورت مذکور اثری نداردوابلاغ تلقی نمیگردد مگراینکه مشخص شود نشانی اعلام شده همان محلی است که طرفین بموجب قراردادتنظیمی بین خودبعنوان اقامتگاه تعیین ودرقرارداد درج نموده انددراینصورت ابلاغ به همان نشانی مندرج درقراردادکافی است واثرقانونی داردوابلاغ تلقی میگردد ودرنتیجه مامورمراتب رادرهردونسخه اخطاریه قیدنموده یک نسخه رادرمحل نشانی موردبحث الصاق ونسخه دیگرراهمراه سایراوراق به دفتر دادگاه اعاده مینماید